پنجشنبه 8 تير 1396 _ 04 شوال 1438 _ 29 ژوئن 2017
جستجو :
 منوی اصلی
 
  براي كتابداران

 

bullet

قوانين علم كتابداري

bullet

وبلاگ و كتابداران

bullet

انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران

bullet

تعریف کتابخانه و کتابداری

 

 

قوانين علم كتابداري

 

رانگاناتان دانشمندي با فضيلت در امور كتابداري بود. وي قصد داشت روشهاي علمي را در زمينه هاي مختلف علم كتابداري به كار

ببرد و به اين منظور قواعدي كلي شامل قوانين‘ احكام و اصول تنظيم كرد و درباره كاربرد واژه هاي مزبور كنوانسيونهايي را برگزار

كرد تا اصول مزبور را در مفاهيم مختلف به شرح زير تثبيت كند.

قانون. در مفهوم حوزه علمي وسيعي مانند علم كتابداري به كار مي رود.

حكم و قاعده. در مفهوم اولين تقسيمات در يك حوزه علمي وسيع كاربرد دارد‘ مانند انتخاب كتاب‘ طبقه بندي و فهرست

نويسي.

اصل. در مفهوم تقسيمات ثانويه يا بعدي يك حوزه علمي وسيع به كار مي رود‘ مانند ترتيب شكلي و طبقه بندي و

الفبايي كردن در فهرست نويسي.

رانگاناتان پنج قانون معروف خود در زمينه علم كتابداري را در سال 1924 ابداع كرد. اين پنج قانون در سال 1928 در قالب بيانيه

هايي شكل گرفت و به عبارت صحيحتر در اين سال شكل نهايي خود را به دست آورد.

پنج قانون علم كتابداري رانگاناتان در سال 1931 منتشر شد. اين يك اثر كلاسيك است و پنج قانون علم كتابداري و مفاهيم آنها

را به تفصيل شرح داده است. چكيده اين اثر عبارت از اين است كه كتابها براي استفاده هستند و استفاده كننده عامل اصلي است

كه بايد در وقتش صرفه جويي شود. اين قوانين برخوردي علمي با علم كتابداري را فراهم آورده اند. روح اين قوانين در نوشته هاي

رانگاناتان متجلي است. اين قوانين به عنوان پايه هاي علم كتابداري پذيرفته شده اند.

پائولين ا. آترتون پنج قانون علم كتابداري را در كتابش تحت عنوان «كاربرد دانش» بدقت بررسي كرده است. به عقيده او «زماني كه

نحوه فهرست نويسي كنوني را با ديدي انتقادي بررسي مي كنيم‘هر وقت كه طرز استفاده از كتابخانه هايمان را مورد ارزيابي قرار

مي دهيم و هنگامي كه چگونگي بهبود عملكرد خود و مديريت خدمات كتابخانه هايمان را مطالعه مي كنيم‘ اين قوانين به من (و

به دانشجويانم) رهنمودها و دلايل اساسي مورد نيازمان را ارائه مي كنند.

اين پنج قانون عبارتند از:

1. كتاب براي استفاده است؛

2. هر خواننده اي كتابش؛

3. هر كتابي خواننده اش؛

4. صرفه جويي در وقت خواننده اش؛

5. كتابخانه يك سازمان در حال رشد است.

تذكر اول: نتيجه قانون چهارم علم كتابداري «صرفه جويي در وقت كاركنان» است.

تذكر دوم: امروزه مفهوم واژه كتاب بايد در بعدي وسيعتر به معني «مدرك» به كار رود.

 

قوانين بنيادي

 

قوانين علم كتابداري قوانين بنيادين اين علم هستند. اين قوانين براي هر مسأله اي در زمينه هاي علم كتابداري‘ خدمات كتابداري و رويه هاي كتابداري قابل اجراست. اين قوانين در شكل نهايي خود شامل تمام رويه هاي كتابداري مربوط به گذشته‘ حال و آنهايي است كه احتمالاً در آينده به وجود مي آيند. از آنجا كه وضعيت مرزهاي دانش كتابداري بر اثر فشارهاي اجتماعي‘ اقتصادي‘ سياسي‘ تكنولوژيك و اخلاقي دائماً در حال تغيير است‘رويه هاي جديد نيز رشد و تكامل پيدا مي كنند. معلوم شده است كه اين قوانين هميشه در مورد رويه هاي جديد قابل اجراست.

تضاد بين احكام

 

احكام و قواعد فهرست نويسي‘ طبقه بندي و غيره همگي مفاهيم پنج قانون علم كتابداري هستند. احكام فهرست نويسي مخصوص شاخه فهرست نويسي است. به همان طريق‘ احكام طبقه بندي ويژه حوزه طبقه بندي است. هرگاه تضادي بين احكام فهرست نويسي پيش بيايد‘ بايد براي رفع آن به قوانين پنجگانه علم كتابداري رجوع كرد. بنابراين‘ پنج قانون مزبور به عنوان مرجع عالي عمل مي كنند. همين مسأله دقيقاً در مورد احكامي كه به بخشهاي ديگر علم كتابداري مربوط مي شود نيز صادق است (نظير طبقه بندي و انتخاب كتاب).

اگر تضادي بين احكام فهرست نويسي و اصول بنيادين كلي (مانند قوانين شرح و تفسير‘ قانون متشابه و متقارن‘ قانون صرفه جويي و امساك‘ قانون تغييرات مكاني و قانون مبادلات و نفوذ متقابل فرهنگها) وجود داشته باشد‘ با كمك قوانين علم كتابداري مي توان به توافقي دست يافت. اين امر در مورد احكام مربوط به تقسيمات علم كتابداري نيز عيناً قابل اجراست.

مختاري معمار‘حسين؛ درآمدي بر كتابداري؛ شيراز: نشر قو‘ 1374

 

 

 

 

 

وبلاگ و كتابداران

با توجه به رشد سريع تكنولوژي‘ كتابخانه ها و كتابداران ناگزيرند همگام با تكنولوژي جديد‘ دانش خود را براي ايفاي نقش موثر در

خدمات رساني به جامعه كاربران افزايش دهند. وبلاگ از آن جهت براي كتابداران داراي اهميت است كه برخلاف ساير تكنولوژي ها

نياز به تخصص در ساير حوزه ها ندارد. انتشار يك وبلاگ به سادگي ارسال يك پست الكترونيكي است بنابراين كتابداران با هر

ميزان آگاهي از اينترنت و كامپيوتر مي توانندنويسنده وبلاگ باشند و به اين وسيله علم خود را ترويج داده و خدمات كتابخانه خود را

به كاربران آن معرفي كنند.

كتابداران با مطالعه يا مشاركت در تهيه وبلاگ مي توانند سطح آگاهي هاي علمي و تخصصي خود را افزايش داده و دانش خود را

در اختيار ساير همكاران خود نيز قرار دهند. كتابخانه ها‘ انجمنهاي ملي و بين المللي كتابداري و سازمانهاي وابسته مي توانند

براي اطلاع رساني سريعتر از اين امكان استفاده كنند.

برخي از كتابداران ايراني در همان روزهاي اوليه ورود وبلاگ به ايران شروع به وبلاگ نويسي كردند‘ اما ورود كتابداران به دنياي

وبلاگ نويسي تا سال 1384 رشد تقريباً كندي داشت اما پس از آن با ظهور ابزارهاي وبلاگ نويسي فارسي و شناخته شدن اين

پديده تعداد وبلاگ هاي كتابداري بيشتر شد.

هم اكنون وبلاگ جايگاه ويژه خود را در محيط آكادميك ايران يافته است. بيشتر دانشجويان وبلاگ نويسان حرفه اي هستند

و يا وبگردهاي حرفه اي به شمار مي روند. امكان جستجوي محتويات وبلاگ ها از طريق موتورهاي جستجوي قدرتمند

مانند Google اين امكان را به همه داده است تا حداقل يكبار به يك وبلاگ سري بزنند. پژوهش هاي آكادميك درباره وبلاگ

در قالب پايان نامه و مقالات مختلف در مجلات و جرايد موجود به خوبي مويد اين مطلب است. جهت كسب اطلاعات

بيشتر درباره وبلاگ هاي كتابداري در ايران به وبلاگ كتابداري http://www.liblog.blogfa.com مراجعه نماييد‘ همچنين

ليست كليه وبلاگ هاي كتابداران كتابخانه ها و انجمن هاي علمي كتابداري ايراني در وبلاگ گروهي كتابداران ايران

موجود است

 

www.lisiran.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران

انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران موسسه اي غير انتفاعي است و در زمينه هاي فرهنگي‘ علمي‘ پژوهشي و فني فعاليت

مي كند و هدف آن گسترش‘ پيشبرد و ارتقاي دانش كتابداري/ اطلاع رساني در كشور است.

انجمن تابعيت ايراني دارد و پس از ثبت داراي شخصيت حقوقي بوده و مركز آن در شهر تهران‘ اتوبان حقاني‘ بعد از مترو ميرداماد‘

بلوار كتابخانه ملي‘ سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران است.

 

وظايف و فعاليتها

 

v انجام تحقيقات علمي و فرهنگي در سطح ملي‘ منطقه اي و بين المللي با همكاري محققان و متخصصان كتابداري و اطلاع رساني.

v همكاري با نهادهاي اجرايي‘ علمي و پژوهشي در زمينه ارزيابي و بازنگري طرح ها و برنامه هاي مربوط به امور آموزش و پژوهش و تعيين اولويت هاي تحقيقاتي در زمينه هاي علمي موضوع فعاليت انجمن.

v ترغيب و تشويق پژوهشگران و تجليل از محققان و استادان ممتاز.

v ارائه خدمات آموزشي و پژوهشي.

v تشكيل گردهمايي هاي علمي در سطح ملي‘ منطقه اي و بين المللي.

v انتشار كتب و نشريات علمي و پژوهشي.

v همكاري با سازمان مسؤول در طبقه بندي مشاغل و تعيين استانداردهاي مورد نياز در حوزه كتابداري و اطلاع رساني.

 

انواع و شرايط عضويت

 

ü عضويت پيوسته: موسسان انجمن و كليه افرادي كه حداقل داراي درجه كارشناسي ارشد در رشته كتابداري و اطلاع رساني با گرايش هاي وابسته باشند‘ مي توانند به عضويت پيوسته انجمن درآيند.

ü عضويت وابسته: افرادي كه داراي شرايط زير هستند مي توانند به عضويت وابسته انجمن درآيند:

الف - دارندگان مدرك كارشناسي كتابداري و اطلاع رساني

ب- دارندگان مدرك كارداني كتابداري و اطلاع رساني با 5 سال سابقه كار در حوزه كتابداري و اطلاع رساني

ج- دارندگان مدارك دانشگاهي در ساير رشته ها با 5 سال سابقه كار در حوزه كتابداري و اطلاع رساني

د- افرادي با مدارك تحصيلي پايين تر با حداقل 10 سال سابقه كار در امر كتابداري و اطلاع رساني كه به تشخيص هيئت مديره خدمات قابل توجهي را در حوزه كتابداري و اطلاع رساني ارائه داده اند.

ü عضويت دانشجويي: كليه دانشجويان رشته كتابداري و اطلاع رساني مي توانند به عضويت وابسته انجمن درآيند.

ü عضويت افتخاري: شخصيت هاي ايراني و خارجي كه مقام علمي آنان در زمينه اهداف و فعاليت هاي انجمن داراي اهميت ويژه باشد‘ يا در پيشبرد اهداف انجمن كمك هاي موثر و ارزنده اي نموده باشند‘ با تشخيص هيئت مديره مي توانند به عضويت افتخاري درآيند.

ü اعضاي حقوقي: سازمان هايي كه در زمينه هاي علمي و پژوهشي مربوط فعاليت دارند مي توانند به عضويت انجمن درآيند. اين سازمان ها و مؤسسات عضو وابسته محسوب خواهند شد.

· اعضاي وابسته اي كه پژوهش و خدمات قابل توجهي را ارائه داده باشند‘ به تصويب هيئت مديره مي توانند به عضويت پيوسته انجمن درآيند.

عضويت در يكي از موارد زير خاتمه مي يابد.

· استعفاي كتبي

· عدم پرداخت حق عضويت سالانه

· تاييد خاتمه عضويت با هيئت مديره است.

اركان انجمن

 

اركان اصلي عبارتند از:

الف. مجمع عمومي ب. هيئت مديره ج. بازرسان

الف. مجمع عمومي

مجمع عمومي از گردهمايي اعضاي پيوسته به صورت عادي يا فوق العاده تشكيل مي شود.

§ مجمع عمومي عادي سالي يك بار تشكيل مي شود و با حضور و با راي كتبي نصف به علاوه يك كل اعضاي پيوسته انجمنرسميت مي يابد و تصميمات اكثريت آرا معتبر است.

وظايف مجمع عمومي عادي و فوق العاده:

§ انتخاب اعضاي هيئت مديره و بازرسان و روزنامه رسمي

§ تصويب خط مشي انجمن

§ بررسي و تصويب پيشنهادهاي هيئت مديره و بازرسان

§ بررسي منابع مالي انجمن و تعيين ميزان حق عضويت

§ تصويب تغييرات در مفاد اساسنامه

§ عزل هيئت مديره و بازرسان

§ تصويب انحلال انجمن

§ بررسي و تصويب ترازنامه و صورتحساب درآمدها و هزينه هاي سال مالي گذشته و بودجه سال آتي انجمن

ب. هيئت مديره

هيئت مديره انجمن مركب از 7 نفره عضو اصلي و 2 نفر عضو علي البدل است كه هر 3 سال يك باربا راي مخفي از ميان اعضاي پيوسته انجمن كه اعلام آمادگي كتبي كرده اند انتخاب مي شوند.

ج. بازرسان

مجمع عمومي عادي 3 نفر را به عنوان علي اليدل براي مدت 3 سال انتخاب مي نمايد.

o انتخاب مجدد بازرسان بلامانع است.

گروه هاي علمي انجمن

 

انجمن مي تواند گروه ها و كميته هاي زير را تشكيل دهد تا بر اساس شرح وظايفي كه از سوي هيئت مديره تعيين مي شود به فعاليت بپردازد.

1. گروه هاي آموزشي و پژوهشي

2. كميته انتشارات

3. كميته روابط عمومي و بين المللي

4. كميته گردهمايي هاي علمي

بودجه و مواد متفرقه

 

منابع مالي انجمن عبارتند از:

1. حق عضويت اعضا

2. درآمدهاي ناشي از ارائه خدمات آموزشي و پژوهشي و مشاوره اي

3. دريافت هدايا و كمك ها

 

 

 

تعریف کتابخانه

واژه كتابخانه تركيبي اضافي است از دو كلمة عربي و فارسي كتاب + خانه؛ كتاب واژه اي عربي است به معناي نوشته يا چيزي

مكتوب و خانه از ريشة پهلوي ((خان)) به معناي فضا‘ مكان و اتاق است. يونانيها به آن Bibliotheca و روميها Libri مي گفتند كه از

واژه Liber به معناي كتاب مشتق شده بود. در انگليسي قرون وسطي به آن Librarie و در فرانسة قديم به آن Librairie مي گفتند.

اين واژه با تغييراتي كه كرد در انگليسي به Library تبديل شد و در بيشتر زبانهاي لاتيني و اروپايي از واژه هايي مثل

bibliotheque,bibliothek و biblioteca براي آن استفاده مي شود. در ايران باستان از اصطلاح ((دژنبشت)) يا قلعة كتابها براي

رساندن مفهوم كتابخانه استفاده مي شد. در حوزة فرهنگ اسلامي و عربي از واژه هايي مثل بيت الحكمه‘ دارالحكمه‘ دارالعلم‘

خزانه الحكم‘ مخزن الكتب‘ دارالكتب و مكتبه استفاده مي شود كه دو واژة مكتبه و دارالكتب در حال حاضر مصطلح است.

براي ارائه تعريفي از كتابخانه بايد آن را از نظر فيزيكي و كاركردي مدنظر قرار داد. از نظر فيزيكي مي توان تعاريف زير را براي كتابخانه در نظر گرفت:

- كتابخانه مكاني است براي حفظ و نگهداري آثار مكتوب و غير مكتوب كه طي تاريخ تمدن بشر به وجود آمده است.

- كتابخانه مخزني است براي حفظ مواد و منابع هنري‘ علمي‘ ادبي‘ اجتماعي و غيره كه بر روي رسانه هاي مختلف ثبت و ضبط شده اند.

- كتابخانه مكاني است كه انواع منابع و مواد در آن به صورت سازماندهي شده حفظ و نگهداري مي شود.

- كتابخانه مكان فيزيكي است كه انواع رسانه هاي مكتوب‘ ديداري و شنيداري و الكترونيكي در آن نگهداري مي شود.

اما از نظر كاركردي و اجتماعي تعاريف زير را مي توان ارائه كرد:

- كتابخانه نهادي است اجتماعي كه سازوكار اصلي ذخيره سازي‘ حفاظت و اشاعه دانش و اطلاعات را فراهم مي سازد.

- كتابخانه نهادي است زادة جامعه كه در طول تاريخ تمدن در خدمت حفظ و نشر دانش بوده است.

- كتابخانه نهادي اجتماعي است كه روح تمدن بشري را حفظ و نگهداري كرده است.

- كتابخانه نهادي است كه كاركردهاي اصلي حرفة كتابداري يعني جمع آوري‘ سازماندهي‘ اشاعه و مديريت منابع اطلاعاتي در آن انجام مي شود.

- كتابخانه پلي است ميان دانش مضبوط بشري بين نسلهاي گذشته‘ حال و آينده.

با تلفيق اين تعاريف مي توان كتابخانه را اينگونه تعريف كرد: كتابخانه نهادي اجتماعي است كه با ذخيره سازي‘ حفاظت و اشاعة

پيشينه هاي مكتوب‘ ديداري و شنيداري و الكترونيكي با استفاده از خدمات كاركنان آموزش ديده در خدمت تعليم و تربيت و توسعه

سياسي‘ اقتصادي‘ اجتماعي‘ علمي و فرهنگي است

 

 

 

تعريف كتابداري

 

از ابتداي شكل گيري كتابخانه ها‘ اعم از كتابخانه هاي الواح گلي و طومارهاي پاپيروسي و كتابهاي پوستي و سپس كتابخانه هاي

مجموعه هاي نسخ خطي و چاپي و تا اواخر قرن نوزدهم‘ كتابدار حافظ و نگاهبان كتابها محسوب مي شد. هر چند از ابتدا اغلب

افراد با نفوذ و صاحب منصب در اين كتابخانه ها مشغول به كار بودند‘ هيچ گاه به آن به عنوان يك حرفه يا علم مثل حرفه و علم

طبابت و كيمياگري توجه نمي شد. اما از اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم با توجه به گسترش آموزش و حركتهاي اجتماعي در

زمينه هاي مختلف‘ كتابخانه و كتابداري نيز دچار تحول گشت و بتدريج راه خود را به منزلة يك علم هموار كرد. در اين تغيير و تحول با

ايجاد آموزشهاي رسمي در مدارس عالي و دانشگاهها و شكل گيري انجمنهاي علمي و حرفه اي بتدريج جايگاه واقعي اين رشته

شكل گرفت. به هر حال با اغماض از بحثها و جدلهايي كه بر سر علم يا فن و هنر بودن اين رشته وجود دارد و با توجه به اين واقعيت

كه رشتة كتابداري يكي از رشته هاي علوم اجتماعي است كه در دانشگاهها‘ دانشكده ها و مدارس عالي معتبر در سطح جهان

تدريس مي شود مي توان اين تعريف را ارائه كرد: كتابداري دانشي است كه كاركردهاي ويژه گردآوري‘ سازماندهي و اشاعة دانش

را با اعمال روشهاي مديريت بر عهده دارد.

اما اين حوزه از علوم اجتماعي تاكنون با چندين عنوان معرفي شده است (Shapiro,1995,pp.384-385): كتابشناسي‘ كتابداري‘

علم كتابداري‘ دكومانتاسيون (دبيزش)‘ بازيابي اطلاعات و بالاخره علم اطلاع رساني. اصطلاح كتابشناسي در سال 1802‘ كتابداري

در سال 1818 و علم كتابداري در سال 1851 براي اولين بار به كار رفتند. اصطلاحات بعدي در اوايل قرن بيستم ظاهر شدند. در سال

1903 ((پل اتات)) بنيانگذار بلژيكي انستيتوي بين المللي كتابشناسي‘ اصطلاح دكومانتاسيون را مطرح و آن را چنين تعريف كرد:

فرايند تهيه و عرضة مدارك براي جستجوكنندگان اطلاعات. اصطلاحي كه وي ابداع كرد در دو مقالة انگليسي زبان در سال 1908

ترجمه شد و پس از آن رايجترين اصطلاحي بود كه براي كارهاي كتابداري به كار مي رفت. اصطلاحات ديگري نيز وجود داشتند كه بر

واژه هاي ((اطلاعات)) يا ((اطلاع رساني)) متكي بودند. در سال 1891 اصطلاح ((ميز اطلاع رساني)) جايگين ((ميز مرجع)) گرديد و

اصطلاح ((دفتر اطلاع رساني)) تا سال 1909 به دفتري اطلاق مي شد كه در آنجا خدمات مرجع ارائه مي گرديد. در خلاصة مذاكرات

كنفرانس اسليب در سال 1932 اصطلاح ((كارهاي اطلاع رساني ))براي توصيف مساعدتهايي كه در بخش مرجع ارائه مي شد به

كار رفت. در سال 1950 ((كالوين موئرز)) اصطلاح ((بازيابي اطلاعات)) را ارائه كرد. اين اصطلاح در دهه هاي 50 و 60 ميلادي كاملاً

رايج بود. اصطلاح ((علم اطلاع رساني)) را اولين بار پروفسور ((ساول گورن)) در سال 1960 به كار برد. وي در آن زمان رئيس بخش

برنامه هاي آموزشي علوم رايانه و اطلاع رساني دانشگاه پنسيلوانيا بود. به هر حال علم كتابداري يا اطلاع رساني طي تحول و

تكوين خود شاهد تغيير عناوين متعددي بوده است كه هنوز هم ادامه دارد. بدين معنا كه با استفاده از آخرين فناوريهاي اطلاعاتي و

ارتباطات و علوم رايانه اي باز هم شاهد عناوين جديدي براي آن خواهيم بود‘ مثل ناوبري دانش‘ مهندسي دانش‘ مديريت دانش و

سازماندهي دانش.

در حوزة كتابداري‘ عنوان آن هرچه باشد‘ يك فرض و اساس كلي مطرح است و آن اينكه كتابدار‘ اطلاع رسان‘ مهندس دانش و ناوبر

دانش فردي است كه بايد تواناييها و مهارتهاي سازماندهي و اشاعة دانش را داشته باشد. كسب چنين مهارتها و تواناييهايي

نيازمند آموزشهاي نظام مند و كسب تجارت عملي و نظري است. ذكر اين نكته ضروري است كه به دليل تغييرات اسامي در وظايف

و عملكردها و حتي فلسفة كتابداري و كتابخانه ها‘ اين علم در حال حاضر ماهيتي چند رشته اي يا بهتر بگوييم ماهيتي ميان رشته

اي پيدا كرده است. بدين معنا كه علم كتابداري يا اطلاع رساني براي اينكه بتواند به وظايف خود بخوبي عمل كند و بتواند دانش

بشري را به صورتي مطلوب سازماندهي و اشاعه كند لازم است تا از علومي همچون رايانه‘ آمار و رياضيات‘ جامعه شناسي‘

روانشناسي و ارتباطات بهره گيرد. چنانچه گروههاي آموزشي كتابداري خود را با چنين علومي هماهنگ نسازند يعني در حوزه هاي

موردنظر تواناييهاي لازم را كسب نكنند و يا نظريه ها و فلسفة جديدي براي اين حوزه تهيه نكنند ظرف دهه هاي آينده رشته

كتابداري به عنوان گرايشي از رشته هاي علوم رايانه يا علوم ارتباطات و با عنواني غير از كتابداري ارائه خواهد شد.

 

فلسفه كتابداري

 

انسان براي شناخت پديده ها و دستيابي به حقايق نيازمند سازماندهي و برقراري ارتباط بين معلومات و اطلاعات خويش

است. اين فرايند در دو قالب «علم» و «فلسفه» صورت مي گيرد. اولين قالب يعني علم‘ در صدد تحليل و خردسازي و نشان

دهندة اجزاي يك دانش است‘ ولي فلسفه تفسير و تركيبي به دست مي دهد و كل پديده يا دانش را بررسي مي كند. بدين

معنا كه علم كل پديده را به اجزاي آن تقسيم كرده و به جنبه ها و روابط فعلي آن مي پردازد؛ ولي فلسفه‘ كل وجود و هويت

پديده را مورد نظر و پرسش و بررسي قرار مي دهد. به زباني ساده علم به چگونگيها مي پردازد و فلسفه به چراييها. علم و

فلسفة هر رشته و دانشي در طول يكديگرند نه در عرض هم. بنابراين براي دستيابي به فلسفه اي براي كتابداري بايد به

چراييهاي اين رشته پرداخت. پس در علم كتابداري واقعيتي به نام كتابداري بررسي و اجزاء و كاركردهاي آن مشخص مي شود.

اما در فلسفة كتابداري خود كتابداري به عنوان يك واقعيت مورد قبول‘ مورد مطالعه و كاوش قرار مي گيرد. يعني نحوة تولد و

رشد‘ ابزارها و روشهاي تحقيق‘ نظريه ها و اصول كتابداري بررسي مي شود. سؤالاتي كه در علم كتابداري مطرح مي شود از

اين قبيل است: در علم كتابداري سازماندهي چه نقشي دارد؟ نتايج حاصل از انواع سازماندهيها در كتابخانه ها چيست؟ و

سؤالاتي كه در فلسفه كتابداري مطرح مي شود: آيا كتابداري يك علم تجربي است يا نظري؟ قدرت پيش بيني اين علم در چه

حدي است؟ آيا از روشهاي اصولي براي پژوهش در اين علم استفاده مي شود؟ مباني و اصول نظري كتابداري كدامند؟

با بررسي متون كتابداري و مراجعه به آراء و نظريات نظريه پردازان مشخص مي شود كه تاكنون فلسفه اي مدرن و جامع براي

كتابداري تهيه نشده است و به همين دليل حتي در مقاطع بالا درسي به عنوان فلسفة كتابداري ارائه نمي شود. اما شايد بتوان بر

اساس اهداف كلي كتابداري‘ فلسفه اي براي آ‹ در نظر گرفت. بدين معنا كه اعلام كرد مهمترين فلسفة كتابداري « خدمت به جامعه

و انسانيت است» كه رانگاناتان از آن به عنوان اصلي ترين فلسفة كتابداري ياد مي كند. شايد بتوان با تعميم اين فلسفه در جوامع

الهي و ديني‘ بويژه جوامع اسلامي‘ فلسفه اي جامعتر براي كتابداري در نظر گرفت. بدين معنا كه كتابداري با ارائه خدمات به جامعه

و انسانها در واقع به نحوي در خدمت خلق است و براي رضاي خداوند خدمات خود را به بهترين نحو و با استفاده از اصول مدون انجام

مي دهد. با اين ديدگاه مي توان فلسفه اي زلال و الهي براي كتابداري در نظر گرفت. ارائه و تدوين چنين فلسفه اي نيازمند ارائه

اصول نظري و ايجاد مباني و شالوده فلسفي براي كتابداري است كه خود به همكاري خبرگاني از حوزة كتابداري و علوم اسلامي

نياز دارد. در واقع در وراي تعهد و دين به جامعه و ارائه خدمات به مردم و كل جامعه‘ اين واقعيت وجود دارد كه فرد يا جامعه با مشكل و

معضلي كه عمدتاً ماهيتي آموزشي و پژوهشي دارد رو به روست كه براي حل و فصل آن به اطلاعات نياز است و به همين دليل به

نهادي به نام كتابخانه‘ كتابدار و در نتيجه حوزه كتابداري مراجعه خواهد شد. در اين مرحلة حساس كتابداري مي تواند با استفاده از

سه جنبة فيزيكي‘ محتوايي و زمينة جامعه‘ خدمات اطلاعاتي مورد نظر را براي رفع آن معضل ارائه كند. از جنبة فيزيكي‘ كتابداري با

استفاده از آخرين فناوريها و پيشرفته ترين رسانه هاي اطلاعاتي مي تواند با دقت و سرعت مطلوب اطلاعات مورد نظر را ارائه كند. از

جنبة محتوايي‘ كتابداري با بررسي كل دانش و تقسيم بندي آن به حوزه هاي مختلف و در واقع رده بندي و سازماندهي محتوايي

منابع‘ اطلاعات مورد نظر را دسترس پذيرتر مي نمايد. از نظر زمينة جامعه كتابداري مي تواند با بهره گيري از حوزه هايي مثل جامعه

شناسي‘ روانشناسي اجتماعي‘ ارتباطات و ديگر حوزه هاي وابسته‘ نيازهاي جامعه مورد نظر را تعيين و بر اساس آنها خدمات

مطلوب خود را ارائه كند